ابراهيم عاملي ( موثق )
308
تفسير عاملي ( فارسي )
گر آب دهى نهال خود كاشته اى ور پست كنى بنا ، خود افراشته اى من بنده همانم كه تو پنداشته اى از دست ميفكنم چو برداشته اى « فَاسْتَجابَ لَهُمْ » 195 كشف نوشته است : وفاى وعده است كه مؤمنان را داده بود كه « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » و تحقيق اين وفاى وعده آن است كه : داعى را اجابت داد سائل را عطيّت داد به مجتهد را معونت داد ، شاكر را زيادت داد ، صابر را بصيرت داد مطيع را مثوبت داد ، عاصى را اقالت داد ، نادم را رحمت داد ، محبّ را كرامت داد ، مشتاق را ديدار داد . « فَالَّذِينَ هاجَرُوا » 195 تفسير الميزان سيّد طباطبائى ( كه در همين روزها چاپ و منتشر مىشود ) در اين جمله نوشته است : مقصود هجرت بطور كلَّى است كه رها كردن شرك و بىدينى باشد يا ترك وطن و خانواده و قبيله . « وَقاتَلُوا وَقُتِلُوا » 195 مجمع : نافع و عاصم و ابو عمرو در اين دو جمله اوّل را با الف و دوّم را با تخفيف تا ، قرائت كردهاند تا اينطور معنى شود : آنها جنگ كردند و عده ى بسيار آنها كشته شدند . حمزه و كسائى : اوّل « قتلوا » بدون الف و بد « قاتلوا » با الف قرائت كردهاند و بر اين قرائت اينطور معنى مىشود : كشته شدند پس از آنكه جنگ كردند . « وَاتَّقُوا اللَّه » 200 كشف نوشته : تقوى درختى است كه بيخ آن در زمين وفا ، شاخ آن بر هواء رضا ، آب آن از چشمه ى صفا ، نه گرماى پشيمانى به آن برسد نه سرماى سيرى ، نه باد دورى ، نه آفت پراكندگى ، ميوه آرد ميوه ى پيروزى ، فلاح ابدى ، و صلاح سرمدى ، نعيم باقى ، و ملك جاودانى . سخن ما : 1 - در اوّل آيه مردم را وادار مىكند به همان عمل كه از قديم تا امروز بشر متمدّن بوسيله ى آزمايش و مطالعه ى در آثار آفرينش و موجودات عالم راه جلوگيرى از مشكلات زندگى را فراهم مىكنند و وسيله ى كار خود را آسان مىنمايند . جمله ى : « لآياتٍ لأُولِي الأَلْبابِ » با اشاره اين مطلب را مىفهماند كه : مردم خردمند عالم آفرينش را نشانه اى از حقايق ديگر مىدانند و آن را دنبال ميكنند